أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

310

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

و مزار او در رباط خود است و مشهور و معروفست . مولانا امام الدين حسن « 138 » امامى عالم و خاشع و نيكوكار و متواضع بود كه هرگز از ورد خالى نميشد در شب و روز و در سرو جهار « 139 » ، عبادت ميكرد و خداوند شوق و ذوق و وجد و استغراق بود و در اول حال قضا ميكرد و وعظ مىفرمود و پدران او از قضات و علما و ائمه بودند . او را نيز اسانيد بسيار بود . چون در دل او نور ايمان منتشر شد و از حب « 140 » عرفان بچشيد در خانه منزوى گشت و در طاعت و عبادت چشم دل از مشاغل نگاه داشت . پس مشايخ و علما به زيارت او ميرفتند و صالحان و درويشان عزم ديدار او مىكردند و در هر هفته ميعادى داشت كه ذاكران ميرفتند و استماع كلام الله ميكردند و ذكر لا إله الا الله ميگفتند و درهاى ملكوت بدست رغبوت و رهبوت « 141 » ميزدند تا زمان وفات و او را در جوار شيخ ابو بكر دفن كردند .

--> - مؤلف هيچوقت از ذهبى مشهور ( محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز دمشقى ) صاحب طبقات الحفاظ و غيره چيزى درين كتاب نقل كرده باشد ، - و اما در مورد ما نحن فيه در متن درست معلوم نيست مقصود او از ذهبى كه بوده ، از تعبير « شيخنا الذهبى » چنان متبادر بذهن مىشود كه مقصود او صاحب شيرازنامه بوده چه اين اخير بتصريح مؤلف از مشايخ اجازهء او بوده و در شرح احوال او ( ورق 137 ) گويد كه : « له اجازات و اسانيد و تصانيف و رسالات و اجازنى بجميعها » ولى در نسخ معمولهء شيرازنامه از خطى و چاپى گويا اصلا و ابدا هيچ نامى از شيخ ابو بكر معروف ببركر برده نشده ، پس يا بايد فرض كرد كه در نسخ معمولهء شيرازنامه در اينجا سقطى دارد يا آنكه مؤلف شيرازنامه اين فقره را در يكى ديگر از تصانيف خود ذكر كرده يا آنكه مراد از ذهبى به كلى كسى ديگر بوده است ، ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 138 ) - مولانا امام الدين حسن بن نصرة الدين على ( شد الازار ) . ( 139 ) - جها : جهر . ( 140 ) - مد : و از خبث عرفان بچشيد - جها : و جنبه عرفان بچشيدند - و اشرب حب العرفان ( شد الازار ) . ( 141 ) - و يقرعون باب الملكوت بايدى الرغبوت و الرهبوت فى ذكر لا إله الا الله ( شد الازار ) .